تبليغاتX
خلوت خاطر
صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم

 

شاید اگر فتنه مسئولیت بر شانه هایم نهاده نمیشد و به تبع آن معلومات با واقعیات نزدیکترم نمی کرد زبانم امروز آرامتر ندای "العجل" را سر می داد نه اینکه قلبم نا امید و بی اطمینان از هر کجاخونین و مالین ضجه بزند :"اين المعدّ لقطع دابر الظّلمه، اين المنتظر لاقامة الأمت و العوج، اين المرتجى لأزالة الجور و العدوان"
و اگر امسال گستره جاهلیت در توده های دنیای اسلام را با حضورم در اجتماعی ترین عبادت شریعت نمی دیدم شاید از عمق جان درک نمی کردم که هیچ راه نجاتی جز دعا برای تعجیل و تلاش برای زمینه سازی ظهور نداریم!!!
لذت بخش ترین حال امسالم زمان ذکر موثر "یا صاحب الزمان" بود وقتی که نا لایقانه در مطاف پا بر جای پای دردانه های خداوند می گذاشتم از ابراهیم و اسماعیل تا مهدی موعود !
آقا جان زبانم (!) را شنیدید؟ چشمانم را دیدید؟ 
  
 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت   توسط محمد مهدی اعلایی  | 

                   

                   فرصتی کو که سر قافله برگردانیم ؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/22ساعت   توسط محمد مهدی اعلایی  | 


                

یک هفته ای از روزهای زیبای آخر اردیبهشت و اوایل خرداد را به لطف و توفیقی که یقینا شایسته اش نبودم در بلد امن مست گرد گرد کعبه بودم و آستانه بوس قبه خضراء.
کبوتر دلم خاکمال بقیع شد و مشام جانم مصفای صفا .
اگر زمان انتظار آسمانیان را برای استقبال از کوثر خدا هفتاد و پنج روز پس از پای بوسیشان از پیامبر رحمت بدانیم شب دفن شدن آسمان در زیر خاک خاک پایتخت عشق توتیای چشمانم بود.


                             بعدا از این سفر بیشتر خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/20ساعت   توسط محمد مهدی اعلایی  | 

باسمه خیر الاسماء

          

                آسان بگیر !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/07ساعت   توسط محمد مهدی اعلایی  | 

باسمه خیر الاسماء
        
اگر مشغولیتهایم اثری در رفع گرفتاریهای بندگان خدا نداشته باشد چقدر ضرر کرده ام که امروز نمی دانم چگونه به چشم بر هم زدنی سال  به آخر رسید و بوی بهار نوید بخش نوروزی دیگر است!
ازآخر اسفند همیشه در ذهنم حلاوت شیرینی پختنهای مادر و مادر بزرگ وبه باغچه رسیدن های پدر و لباس نو خریدن (آنهم از نوع کودکانه یا حداکثر نوجوانانه) تداعی می شود به همراه خانه تکانی و ثلث دوم !
خیلی وقت است دیگر نوروز برایم آن حال و هوا ها را ندارد و حتی شاید امسال سومین سال باشد که با شنیدن صدای توپ تحویل سال قطرات اشک هم به سفره تحویل سالمان اضافه میشود در فراق آن غایب بزرگ!
 هشتاد و شش را با چند امتحان کوچک و بزرگ پشت سر گذاشتم وگرفتن هدیه ای که اصلآ لیاقتش را نداشتم و شاید مهمترین واقعه هشتاد و ششی  زندگیم کفن پوشیدن بود در سرزمین خانه بزرگ!
آرزو میکنم در سال جدید که حتم دارم همه آزمون خواهیم داد امتحانها راحت باشد و متصل به یک شادی و نشاط  درست مثل ثلث دوم! 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت   توسط محمد مهدی اعلایی  | 

باسمه خیر الاسماء

همیشه انتخاب از سخت ترین تصمیمهاست 

باید مبانی را در نظر بگیریم و در واضحات شک نکنیم

برای کسی که تصمیم گیری در خصوص سرنوشتمان را به او می سپاریم حداقلها کافی نیست

بد نیست کمی سخت گیر باشیم!

--------------------------------------------------
چند روزی تهران بودم دیدن شعار انتخاباتی افراطیون مشارکت برایم

جالب بود نمی دانم توبه است یا...

معنویت؟!  عدالت؟!  

به حق چیزهای ندیده و نشنیده!                                 


هر چند در شهرستانها اثری از حضورشان نیست.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت   توسط محمد مهدی اعلایی  | 

باسمه خير الاسماء

      برويد اي دلتان نيمه كه در شيوه ما    مرد با هرچه ستم هرچه بلا ميماند

راحت شدي!

هر چند می دانستیم نخواهند گذاشت ولی اين لطف اوست كه

بي مشقت مسئوليت
اجر تقبل متعهدانه اش را ببري.

فتح اين سنگر هم مباركت باد سردار!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08ساعت   توسط محمد مهدی اعلایی  |